برچسب:
نویسنده: پرهام طاهری
اخرین پاداش مرده ، ان است که دیگر نمیمیرد
برچسب:
نویسنده: پرهام طاهری
ميل رفتن ندارتد و
امشب هم مهمون من شدند
شادي از در خونه رد شد و سلامي كرد
قول داد زود برميگرده
گفت اب و جارو كن زودي ميام
قدمت روي چشم شادي
بيا كه ميخوام محكم بغلت كنم تا بوي تو رو بگيرم
ميخوام به همه سرايتت بدم
ش ا د ي ي ي ي
برچسب:
نویسنده: پرهام طاهری
اخرين ديالوگش خيلي باحاله
زن. صبح از خواب بيدار ميشه ميبينه كنار همكار مردش بيدار شده و ميخواد جيغ بزنه
البنه معلومه كه شب مست كرده بودند
مرده ميگه :
بيخودي جيغ نكش، خيلي هم خوشت اومده بود( انتظار داشتم بگه اتفاقي نيفتاده نگران نباش )
ولي فيلم منو سورپرايز كرد:)
برچسب:
نویسنده: پرهام طاهری
چهارشنبه ي ١٧ خرداد دوستت ندارم
برچسب:
نویسنده: پرهام طاهری
ترسها ما رو مي ترسونن
برچسب:
نویسنده: پرهام طاهری
يه پنبه بذاريد سر "ترسدونيتون" اونقت ميتونين به جلو حركت كنين
برچسب:
نویسنده: پرهام طاهری
برچسب:
نویسنده: پرهام طاهری